غربت دیرینه ام را با تو قسمت میکنم
تا ابد با درد و رنج خویش خلوت میکنم
رفتیو با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد
من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 15:16  توسط saman P
|
هر چی که فکرشو بکنی
تا ابد با درد و رنج خویش خلوت میکنم
رفتیو با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد
من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم
من با توام
باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیکتر تو
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از آسمان عشق
بر دوش من سر می گذاری
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنها ی تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با من نباشی
حتی اگر یک لحظه یک روز
با من در این عالم نباشی
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل